جمال الدين محمد الخوانساري
456
شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )
آن ظاهر نمىشود [ وشارحان « 1 » كتاب مستطاب نهج البلاغة گفتهاند كه : تشريف راستى از براي اينست كه بناى مصالح مردم در معاش ومعاد بر آنست ، وبنا بر اين بايد گفت كه : چون فوايد تشريف راستى ظاهر بود بيان نشده واكتفا شده باين كه فرض شده ترك دروغ از براي تشريف راستى . وممكن است كه مراد اين باشد كه فرض كردن ترك دروغ از براي محض مفاسد دروغ يا مصالح راستى نيست بلكه أصل راستى في نفسه بلند مرتبه است هر چند مصلحتى در آن نباشد ومفسدهء بر دروغ در آن مترتّب نگردد چنانكه مشهور است ميانهء علما كه حسن صدق وقبح كذب لذاته وفي نفسه است قطع نظر از مصالح آن ومفاسد اين ، واين كه حسن وقبح هر چيز لازم نيست كه از براي فايدهء باشد كه بر آن مترتّب گردد يا مفسدهء كه أزين ناشى شود بلكه هر حسنى بايد كه منتهى شود بچيزى كه آن في نفسه خوب باشد وهر قبحى بچيزى كه آن في نفسه بد باشد . والاسلام أمانا من المخاوف . وفرض كرده اسلام را از براي أيمنى از مخاوف يعنى از مخاوف دنيوي وأخروي يعنى ترسها يا ترسيده شدهها ، زيرا كه كفر سبب استحقاق قتل وسبى ومانند آنها مىشود در دنيا ، ومخلد بودن عذاب وعقاب در آخرت ، پس فرض شده اسلام از براي ايمنى از آنها . وپوشيده نيست كه اين بيان فايدهء اسلام است بعد از وجوب آن نه بيان سرّ وعلت وجوب آن مانند تعليلات ديگر . وممكن است كه اين باعتبار قصور أفهام مخاطبان باشد از فهم سرّ وعلت آن ، پس اكتفا شده ببيان فايدهء آن واللّه تعالى يعلم . [ ودر كتاب مستطاب نهج البلاغة « 2 » « والسلام » بجاى « والاسلام »
--> ( 1 ) عبارت ميان دو قلاب يعنى از « وشارحان » تا « از براي تشريف راستى » در نسخهء أصل كه بخطّ شارح ( ره ) است نيست ليكن در ساير نسخ هست . ( 2 ) عبارت ميان دو قلاب يعنى از « ودر كتاب » تا « زايل مىگردد » در نسخهء أصل نيست ليكن در نسخ ديگر هست .